بدون دیدگاه
۱۳۹۶/۱۲/۲۱ - ۱۱:۱۵

بهنام ربیع زاده:

از شادی فرزندانمان درچهارشنبه سوری نهراسیم

بهنام ربیع زاده: از شادی فرزندانمان درچهارشنبه سوری نهراسیم

خبر راست / بهنام ربیع زاده  چهارشنبه سوری یکی از ده ها آیین و جشن های به جا مانده از نیاکانمان و پیش درآمد نوروز باستانی است. در واقع آخرین چهارشنبه سال(غروب سه شنبه) اگرچه در « سال کهنه » است اما سالهاست که رویکردها به آن متفاوت  شده است. مردم می‌خواهند آن را جشن […]

خبر راست / بهنام ربیع زاده 

چهارشنبه سوری یکی از ده ها آیین و جشن های به جا مانده از نیاکانمان و پیش درآمد نوروز باستانی است. در واقع آخرین چهارشنبه سال(غروب سه شنبه) اگرچه در « سال کهنه » است اما سالهاست که رویکردها به آن متفاوت  شده است.

مردم می‌خواهند آن را جشن بگیرند و بخشی از یک جریان سیاسی دوست دارد که این روز فراموش شود. مردم  اگرچه دوست دارند آن را گرامی بدارند اما نمی دانند که چگونه باید به شادمانی بپردازند.

طیف مخالف از چند روز مانده تبلیغات وسیعی برعلیه آن راه انداخته و حتی آن را « چهار شنبه سوزی »  معرفی  می کنند

جشنی به قدمت تاریخ

موارد متعددی درباره آیین های مربوط به این روز در کتابها و سینه های مردم وجود دارد اما آن چه در گذشته های نه چندان دور در گیلان دیده می‌شد روشن کردن آتش و پریدن از روی آن و خواندن برخی اشعار و شادمانی بود.

از آنجا که آتش یکی از عناصر چهارگانه است مردم با پریدن بر آن هم شادمانی می‌کردند و هم باور داشتند که پلیدی ها و زشتی ها را می زداید و  … .

این جشن در مدت زمان چند دقیقه انجام می شد و مردم به خانه های شان برمی گشتند.  هر چه بود زیبایی های خود را داشت و البته بارِ  بخشی از تاریخ را به دوش می کشید و مردم آماده گرامی داشت نوروز می شدند .

اما کم کم نگاه ها به آن عوض شد و  هر چه رنگ و بوی وطنی و ملی داشت کمرنگ شد . می توان گفت تنها چند چیز که پسوند ملی داشتند  ماندگار شدند ؛  « کفش ملی » ٬ «  بانک ملی » و « تیم ملی » .

در این بین تنها چند آیین و جشن توانستند خود را از الان‌های تاریخ عبور داده و حفظ شوند ؛ « چهارشنبه سوری » ٬ «  نوروز »  و « سیزده به در » .

عده ای اقتدارگرا چیزی به نام«سیزده به در» را به رسمیت نمی شناسند و همواره سعی می کنند ‌هرطور که شده وجود آن را انکار نمایند . آنها حتی واژه های چون « ۱۳ فروردین » ٬ «  روز طبیعت »  و … را به جای « ۱۳ به در »  به کار می برند و  در خبرها و گزارش های شان سعی می کنند با برجسته نمودن تخریب هایی که در آن روز اتفاق می افتد از لذت و زیبایی هایش بکاهند . البته کسی موافق تخریب و خسارت نیست بلکه این انتظار از رسانه هایی که با پول مردم ارتزاق می کنند وجود دارد که در راستای حفاظت از محیط زیست آموزش هایی را ارایه دهند و به کمک مردم و طبیعت بروند . نه آن که بعداز ظهر ۱۳ به در گزارشگر بفرستند و هی پیازداغش را زیاد کنند که چنین شد و چنان شد و نتیجه بگیرند که « ۱۳ به در » هیچ حسن و لطفی نداشته و ته آن همراه با آلودگی زیست محیطی ست !

تغییر سبک شادی در چهارشنبه سوری

ابتدا بحث فراوانی در گرفت که حجم آتش هایی که در این روز روشن می شود زیاد است و دود و گاز مربوط به آن تهدید جدی ای برای محیط زیست. که اگر حسن نیتی در این باشد باید گفت که خیلی هم بیراه نیست . اما وقتی که دقیق تر می شویم آلودگی های گوناگون زیادی وجود دارند که هیچ فکری برای آنها نمی شود و همواره این پرسش مطرح هست که آیا دود و گازهای ناشی از مواد سوختی خودروها و کارخانه ها وآلودگی‌های پارازیتی که هر روزه بر حجم و میزان شان افزوده می‌شود با دودهای چهارشنبه سوری قابل مقایسه است؟

در همین کشاکش بود که مواد محترقه جایگزین آتش شد. البته کمبود کاه و توسعه و گسترش یافتگی شهرها نیز مزید بر علت است. این که دسترسی آسان جوانان و کودکان به مواد محترقه چگونه میسر می شود را مسوولین باید پاسخ دهند اما این که آیا این نوع شادی مسبوق به سابقه است ؟ باید گفت آری . پس از مدت کوتاهی از ورود اسلحه به کشور مردم در جشن ها شلیک هایی به هوا می کردند و بدین وسیله شادیشان را ابراز می نمودند.

می گویند مواد محترقه  که جایگزین آتش شده است  به صورت قاچاق وارد کشور می‌شود. این که منشا ورود ٬  تولید و توزیع مواد محترقه کجاست خبری در دست نیست اما در دوره هایی دیده شده که ترقه های بی خطر یا کم خطری در داخل تولید شده و از طریق بازار در اختیار جوانان ‌قرار می گرفته است تا بدین وسیله از آمار خسارت ها و آسیب ها بکاهد.

در هردو صورت ( چه قاچاق و چه تولید مواد محترقه در داخل )  سبک شادی های چهارشنبه سوری به سمت نامتعارف پیش رفته و از مسیر واقعی اش  منحرف شده است .

لوث شدگی

در بالا آمد که مردم چهارشنبه سوری را تنها در ساعات پایانی آن روزجشن می گرفتند اما امروزه که نوع شادمانی تغییر یافته است ٬  چند روز قبل و بعد از چهارشنبه صدای انفجارها شنیده می‌شود که این زیبایی‌های یک جشن ملی را از بین برده است.

در گذشته افراد از روی آتش می پریدند و همه با هم شادی می‌کردند اما امروزه شاید کسی که صدایی ایجاد می کند خوشحال شود . البته نمی‌دانم این شادی ست یا خالی کردن احساسات و هیجانات. اما آنچه مبرهن است گرامیداشت و شادمانی در یک جشن اینگونه نیست بلکه لوث شدن یک آیین است که ریشه در تاریخ دارد .

شادی کردن بلد نیستیم

حتما جامعه‌شناسان و روانشناسان بهتر می توانند تحلیل کنند که چرا مردم ما نمی دانند چگونه شادی کنند چرا که آن چه در شادی مردم می بینیم  با ابراز شادی سایر ملل متفاوت است.

مثلا کافی است به کنسرت ها بروید تا ببینید که شادمانی تنها در جیغ زدن خلاصه می‌شود. یا اگر – که به ندرت اتفاق می افتد – بخواهد کارناوال شادی ای راه بیافتد سعی می کنند بشکنند و تخریب نمایند!

مردم ما برای ابراز شادمانی برنامه ندارند. شادی باید از کودکی آموزش داده شود. حاکمیت در آموزش شادی نقش ویژه ای دارد چرا که بیشترین ابزار تبلیغاتی در اختیار اوست اما خوب است به تبلیغات تلویزیون و رادیو که موثرترین ابزارهای حاکمیت است توجه کنید. به طور مثال بد نیست تبلیغات برای حضور در جشن « پیروزی انقلاب »  را در نظر بگیرید.  تنها چیزی که به آن توجه نمی‌شود « جشن پیروزی » و « نوع شادی » در آن است.

تقابل مسوولین و جوانان در چهارشنبه سوری

از آنجا که عده ای میانه ای با این جشن ندارند اقدام به تهدید و تحدید جوانان می‌نمایند.  مثلا چند روز مانده اطلاعیه های هشدار دهنده و تهدیدآمیز صادر می شود که با « خاطیان چهارشنبه آخر سال »  به شدت برخورد می شود. یا اگر جمعی از جوانان بخواهند در نقطه ای از شهر جمع شده و ابراز شادی کننده با برخوردهای سخت مواجه می شوند. این درست که نباید  هرج و مرج ایجاد شود اما شادی دسته جمعی و پایکوبی که در دسته‌ رفتارهای مخرب قرار نمی گیرد. بپذیریم که این طور  برخوردها جوان را تهییج کرده و او را لجباز می کند.

خوب یادم هست که پلیس سکوی استادیوم ها لباس های ورزشی مشخص  به تن کرد و به جای « باتوم به دست گرفتن » ٬ در میان تماشاگران نشست و  همین امر باعث آشتی تماشاگران با پلیس و ایجاد امنیت بیشتر ورزشگاه ها شد در حالی که قبل از آن همیشه بین پلیس و سکوها تنش وجود داشت.

متاسفانه این نوع برخوردها حتی در جشن های پیروزی های ورزشی  نیز دیده می شود.  عده ای همه چیز را امنیتی می بینند!  جوانان اگر برای راهیابی تیم ملی کشورشان به جام جهانی شادی نکنند چه کنند ؟ اگر آنها نحوه شادمانی کردن بلد نیستند همه ما مقصریم.

کانالیزه کردن شادی

عده ای در گذشته به این نتیجه رسیدند که جوانان را  یک جا جمع کند و باهم شادی کنند!  اطلاعیه هایی صادر ‌شد و مردم را برای برگزاری « جشن چهارشنبه سوری »  به استادیوم عضدی دعوت کردند . تجسم کنید که عده زیادی از مردم به استادیوم بروند اما چند نفر اسلحه در دست بگیرند  و شلیک های نورانی به هوا کنند و مردم با این شلیک ها شادی نمایند!

درواقع آنها نیز توجه ایی به شادی مردم نداشتند بلکه تنها نوعی از شادی را می پذیرفتند که خودشان قبول دارند . بدیهی بود که به این شیوه هیجانات جوان تخلیه نمی شود و برگزاری چنین جشنی هیچ لطفی برای جوان ندارد .

جشن های ملی را به پیوند مردم – حاکمیت تبدیل کنیم

به کسی بر نمی خورد پارک هایی را مشخص کنیم و جوانان را آزاد بگذاریم تا شادی کنند.

به کسی برنمی خورد اگر کمی هم برای جشن های ملی خرج کنیم و به جای تهدید و تحدید در کنار جوانان باشیم و  آموزش شان بدهیم  و چگونه شادی کردن را با هم بسراییم .  به کسی برنمی خورد اگر از بلندگوهای پارک ها موزیک پخش کنیم ٬  خواننده و گروه بیاوریم و جوانان را جمع کنیم تا در ساعات مشخصی پای بکوبند و هورا بکشند و دست بزنند و شیرینی بخورند.

به کسی بر نمی خورد اگر فرماندار و روحانی و نظامی و استاندار و … دست خانواده اش را بگیرند و در جمع حضور یابند و شادی کنند.

در این صورت هم  جامعه با نشاط تری خواهیم داشت ٬ هم به جشن ها شانیت می دهیم و هزینه های ناشی از چهارشنبه سوری کاهش می یابد و در انتها بین مردم و مسوولین مودت شکل می گیرد

خبر راست: انتشار اخبار و یادداشت‌های دریافتی به معنای تائید محتوای آن نیست و صرفاً جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می‌شود.


شماره خبر 19674 - ۱۳۹۶/۱۲/۲۱

sdsfrefvrev
خانه هنر نیایش
Website Uptime Monitoring By ServiceUptime.com