بدون دیدگاه
۱۳۹۷/۰۵/۲۳ - ۱۰:۱۵

بهنام ربیع ‌زاده

همه‌ نوع خبرنگار خریداریم / با نویسندگان خبر از خانه مطبوعات تا خانه آخرت

همه‌ نوع خبرنگار خریداریم

خبر راست / بهنام ربیع ‌زاده ۱) جامعه‌ ی رسانه‌ای دو دسته‌اند، به عده‌ای از آنها در تمام طول سال توهین می‌شود، کاسه کوزه‌های زیادی سرشان می‌شکند، تهدید و بازدادشت و زندانی و بیکار می‌شوند و در روز تقدیر خودشان تحقیر؛ اما همچنان بر رسالت روشنگری و مطالبه‌گری و راه مردم اصرار دارند. خبرنگارانی آرمان‌خواه، […]

۱) جامعه‌ ی رسانه‌ای دو دسته‌اند، به عده‌ای از آنها در تمام طول سال توهین می‌شود، کاسه کوزه‌های زیادی سرشان می‌شکند، تهدید و بازدادشت و زندانی و بیکار می‌شوند و در روز تقدیر خودشان تحقیر؛ اما همچنان بر رسالت روشنگری و مطالبه‌گری و راه مردم اصرار دارند. خبرنگارانی آرمان‌خواه، موجوداتی سخت جان که اثاثیه خانه‌شان توسط صاحبخانه به کوچه ریخته می شود اما با وفاداری هرچه تمام تر به کارشان ادامه دهند.
در سوی دیگر عده ای هستند که البته نمی ‌توان نام‌ شان را خبرنگار نامید اما به عنوان فعال رسانه ای در تمام جلسات حضور دارند و بدون هیچ گونه توانایی خاصی و آموزش و دوره ای با رفتار و ادبیاتی غیرحرفه ای و دور از شأن و منزلت خبرنگار رفتار می کنند. بسیاری از اینان در رسانه های نیم بند خود فرهنگ باج گیری و زردنویسی را مرسوم کرده اند، این دسته از افراد آمادگی آن را دارند که تبدیل به مرغ عزا و عروسی در هر مراسمی شوند. متاسفانه به خاطر رفتار این افراد، مسوولان به جای حل مشکل خبرنگاران و روزنامه نگاران واقعی، در روز خبرنگار با حرکاتی نمایشی به آنها یک کارت اعتباری ۵۰ یا ۱۰۰تومنی و یک لوح تقدیر اهداء می‌کنند تا به نوعی هم راهی آنها را جلب کنند. در عوض آنها نیز در تمام سال به تعامل با صاحبان منصب می‌پردازند، در روزی که به نام ‌شان نامگذاری شده است نیز با سر به محضرشان می‌روند و ساعت‌ها معطلی می‌کشند، تحقیر می شوند تا سخنرانی بشنوند و عکس پشت عکس بگیرند .اینها کسانی هستند که با در دست گرفتن یک گوشی به کسوت ارزشمند خبرنگار در آمده‌اند و همه جا حضور دارند و بالاخره؛ اینان کسانی هستند که در نوشتن “به نقل از”و “کپی بدون اشاره به منبع ” توانایی بسیار بالایی دارند.

۲ ) وقتی همه خبرنگارند

به ادعای مدیران مربوطه ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ خبرنگار در گیلان فعال هستند. اما با نگاهی به افرادی که با همین عنوان در مراسم روز خبرنگار در رشت و شهرستان‌ها شرکت کرده‌اند ، رقم خیلی بیشتر از آن است.
در وهله اول آدم خوشحال می‌شود که جمعیت زیادی در عرصه خبر گیلان فعالیت می‌کنند اما با نگاهی به اخباری که حتی از همان روزها منتشر می‌شود، می‌توان دید که ۹۹ درصد آن جمعیت حتی توانایی نوشتن یک خبر چند سطری را ندارند.
اثبات این ادعا بسیار ساده است. کافی‌ست به سایت‌ها و نشریات رجوع کنید و خبر را بخوانید. تقریبا از جمعیت ( به‌ قول مدیران ۱۰۰۰ نفره ) تنها ۱۰ – ۱۲ نفر خبر فرستاده‌اند و دیگران یا مستقیما آن‌را کپی کرده و یا تغییرات ساده‌ای در آن داده‌اند.
نکته قابل تامل و تاَلم برانگیز آن‌ که در لیست دعوت مسئولین افراد زیادی که تنها یک کانال خبری را در تلگرام راه اندازی کرده‌اند وجود داشت و همین افراد به جای کسانی که در نشریات و سایت‌ها فعالیت می‌کنند، سخنرانی کرده‌اند!
این درحالی‌ست که مدیر عامل خانه مطبوعات در روز خبرنگار گفته است:”‌ برگزاری انواع کلاس‌های آموزشی و سواد رسانه‌ای و موضوعاتی از این دست از جمله برنامه‌های مهم خانه مطبوعات استان گیلان است ”
اما آنها که خاک این حرفه را خورده‌اند می‌دانند که روزنامه‌نگاری یک هنر است وهیچ‌کس با حضور در یک کلاس آموزشی چند ساعته روزنامه‌نگار نمی‌شود.
به گفته یکی از روزنامه‌نگاران قدیمی، یکی از خبرنگارانی که در بسیاری از مراسم‌ها از وی به عنوان پیشکسوت مطبوعات تقدیر شده است ،در کلاس خبرنویسی یکی از اساتید مرکز آموزش رسانه‌های وزارت ارشاد خطاب به استاد گفته بود: ” استاد، من برای تهیه خبر در مراسم‌ها حضور پیدا می‌کنم و صدای صحبت‌های انجام شده را ضبط می‌کنم اما هر کاری می‌کنم نمی‌توانم از آن خبری تنظیم کنم، باید چکار کنم تا بتوانم و ….. خودتان حدس بزنید چه پاسخی شنید.

۳) به نام خبرنگاران، به کام مسئولان

این جمله را این روزها در لابه‌لای خبرها بیشتر می‌بینیم و ممکن است تا چند روز آینده نیز مشاهده کنیم. به هر رو این ‌گونه مراسم از سوی مجموعه‌های حاکمیتی از جمله فرمانداری‌ها و ادارات ارشاد و خانه مطبوعات و شهرداری و شوراهای شهر، در مرکز و اکثر شهرستان‌های گیلان برگزار شد که طبق سنوات گذشته فرصت بیشتری به مسئولان داد تا از فرصت این روز استفاده کنند و خود را دل‌سوز ترین افراد معرفی نمایند.
متن سخنرانی‌ها را از قبل می‌شد حدس زد چرا که همه در حول دو محور؛ فعالیت‌های اداره ‌شان، اهمیت کار و منزلت خبرنگاری هست.
معمولا مسئولان پشت تریبون قرار می‌گیرند و با ذکر جمله “در این روز نباید صحبت‌های دیگر به میان آید ” اقدامات انجام داده و نداده‌شان را لیست می‌کنند و ته داستان از مقام کبریایی و عظیم خبرنگار داد سخن می‌دهند.

آنها از ” رسالت خطیر ” خبرنگاران می‌گویند . معنی دیگر این جمله از دید آنها این است که آنچه ما می‌خواهیم بنویسید نه آن‌ چه که خودتان تشخیص می‌دهید.

۴)حضانت نامعلوم

در تمام سخنرانی‌هایی که در رسانه‌ها منتشر شد موارد زیادی بیان شد اما حتی وقتی از خبرنگار حرف زده شد کسی از ” استقلال ” خبر رسانی حرفی به میان نیاورد الا یک مورد که آن‌هم از زبان استاندار شنیده شد.

کسی نگفت که امنیت شغلی خبرنگاران چه وضعی دارد و چه می‌شود؟ تقریبا کسی از بیمه و دستمزد و گرانی تهیه خبر و ده‌ها درد دیگر حرف نزد .

حتی از سوی خانه مطبوعات که از سوی دولت برای کانالیزه کردن خبرنگاران مامور شده است نیز از مشکلات خبرنگاران چیزی خاصی گفته نشد.
تیتری که از سخنان مدیر عامل خانه مطبوعات در رسانه‌ها منتشر شده است گویای این است که به سرعت از اصل نیازهای خبرنگاران رد شده، به پله دوم رفته و گفته است: ” عدم پاسخگویی مسئولان از مشکلات جدی جامعه رسانه‌ای گیلان است “.

درحالی‌که وظیفه اصلی کسانی که مثلا متولی امور خبرنگارهستند این است که ابتدا زمینه کار را فراهم کنند و بعد به سایر مقولات بپردازند.

در فقدان یک سندیکای مستقل و غیردولتی برآمده از درون خبرنگاران طبیعی‌ست که نبود ثبات شغلی و نبود درآمد و حقوق ثابت ، عدم اجرای صحیح بیمه، توهین و تحقیر و شکایت از سوی مسئولین، همان اندک خبرنگاران را بی‌انگیزه و ناتوان کرده و گویا کسی حاضر نیست حضانت شان را برعهده بگیرد.

یکی از روزنامه نگاران باسابقه که مدت مدیدی را در یکی از روزنامه‌های قدیمی استان فعالیت کرده می‌گفت : “حضانت خبرنگاران به‌عهده گروهی گذاشته شده که بعضی‌شان خود مسبب گرفتاری‌های خبرنگاران بوده‌اند. ”

در همین روزها و در یکی از جلسات نمایندگان مجلس به مناسبت روز خبرنگار، مدیرعامل خانه مطبوعات گیلان گفت: ” خدا را شکر اوضاع مطبوعات رو به پیشرفت بوده و وضع‌شان رو به بهبودی است.” این درحالی‌ست که مشکلات اقتصادی در ماه های اخیر باعث شده بود که برخی نشریات استان در ۸۰ تا ۱۰۰ نسخه به چاپ برسند و هم اکنون نیز افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت کاغذ باعث شده تا ادامه حیات بسیاری از نشریات با خطر روبرو شود .
آیا در روز خبرنگار باید از مشکلات و کمبود رسانه ها سخن گفت یا این که به فکر این بود که نکند بیان این مشکلات باعث شود محمد باقر و کیوان و فیروز و …. آزرده خاطر نشوند و آن را انتقاد به دولت تلقی نکنند؟

در همان جلسه، مدیرمسوول یکی از روزنامه ها در پاسخ اعتراض یکی از خبرنگاران به مشکلات بیمه و عدم امنیت شغلی خبرنگاران گفته بود:” این جا و این مجلس جای این حرف‌ها نیست. خیلی از نشریات پرسنل خود را بیمه کرده‌اند و مشکلی از این بابت نیست. ”

یک دفعه به خاطر آوردم همکارانی را که سال‌ها در روزنامه‌ ایشان کار کردند و همواره از نداشتن بیمه‌شان حرف می‌زدند ولی او هیچ وقت آنها را بیمه نکرد و حتی اگر اعضای تحریریه اش اعتراض می کردند راه حل او این بود که من شما را بیمه می کنم ولی پرداخت پول بیمه با خودتان است! آنها اما هیچ گاه شکایت و مطالبه حق نکردند چون برای نان و قلم حرمت قائل بودند.

نکته اما این‌ است آیا واقعا ” پرسنل ” رسانه‌ها بیمه می‌شوند یا به جای آنها؛ دختر و عروس و افراد فامیل جزء لیست بیمه شدگان هستند؟

اصلا چه نظارتی بر بیمه خبرنگاران وجود دارد و چنانچه رفتاری مغایر قانون انجام گیرد، چه کسانی مسئول‌اند؟ پیگیری آن برعهده کیست؟ و چه مجموعه­ای وظیفه برخورد با آن را دارد‌؟

۵) صیغه جدید

از آنجا که تعریف مشخصی از خبرنگار و روزنامه نگار ارایه نشده، خبرنگاران بازیچه دست شده و هرکس برای ‌شان نسخه‌ ای می‌پیچد. به طوری که شورای شهر و شهرداری رشت برآن شده‌اند که آنها در لوای نظام مند سازی پرداخت به رسانه ها بابت درج خبر، قلم آنها را ارزش گذاری و به نوعی تصاحب کنند. به هرحال فعالان فضای مجازی علاوه برتوانمندی‌های بند (۱)، توانایی آن‌ را دارند که از کوه کاه بسازند و برعکس. و در این شرایط که خبرنگاران در وضع مالی و شغلی اسفباری به سر می‌برند، بعد از خانه مطبوعات، بلدیه چی‌ها هم دل ‌شان سوخته و به ‌فکر سامان دادن به امور مظلومان افتاده‌اند .

از آن‌جایی که هر کاری یک متولی و مدیریت می‌خواهد، دایره جدیدی به نام “مدیریت اجرایی ارتباط با رسانه‌های شهرداری رشت” تشکیل شده است.

البته این مدیریت تنها برای سر و سامان دادن به گرفتاری‌های خبرنگاران نیست بلکه آن‌قدر کار رسانه‌ ای در شهرداری زیاد است که روابط عمومی به تنهایی نمی‌تواند از عهده آن برآید.

۶) بسته حمایتی

مدیریت مزبور و سایر ارکان شورا و شهرداری ( به ادعای رییس شورای شهر رشت ) موظف به تهیه بسته‌ ای شده‌اند که راه حل برطرف نمودن مشکلات خبرنگاران درون آن است.

حرف‌های امیر حسین علوی درباره محتوای بسته این بود که از این پس به صورت رسمی پول‌هایی به خبرنگاران و رسانه‌ها پرداخت خواهد شد و تامین نیازهای مالی‌شان ضابطه‌مند می‌شود.

ظریفی می‌گفت :” معنی این حرف آن است که دیگر مثل دوره شهردار سابق پول‌ها به صورت پنهانی و زد و بند گونه پرداخت نمی‌شود تا بعدا گندش درآید “.
در واقع چنین استنباط می‌شود که شورا و شهرداری رشت به‌طور آشکار داد می‌زنند ؛ همه جور خبرنگار خریداریم .

۷) رپرتاژهایی که تهیه شد

ناظران گزارش کردند که پس از اعلام تهیه بسته حمایتی انگیزه خبرنگاران به سرعت افزایش یافت و عکاسان زیادی به محل نشستن امیر حسین علوی و سایر اعضای شورا و شهرداری هجوم بردند. و پس از مدت اندکی، چندین رپرتاژ خبری خوب بر روی خروجی سایت‌ها رفت که در نوع خود جالب بود، همه تعریف و تمجید کردند اما کسی از ادبیات و کلمات زشت نمایش رضا نظری در حضور اصحاب فرهیخته فرهنگی نگفت.

۸) ترس و لکنت در مطالبه‌گری

در بسیاری مواقع دیده می‌شود که خبرنگاران ( البته اگر فرصتی به آن‌ها داده شود ) از بیان مطالبات اولیه ‌شان عاجزند. بیشترشان حتی پس از گذشت چند سال از حقوق اولیه‌ شان نیز آگاهی ندارند.
حال اگر بعضی‌شان درخواست‌هایی نیز داشته باشند، به لکنت زبان می‌افتند و نمی‌توانند استوار بایستند و آن‌را مطالبه کنند.

مثلا دریکی از مراسم‌ های این‌چنینی یکی – دو نفر در پشت تریبون حتی نمی‌توانستند مطالب نوشته شده را از رو بخوانند‌.
وقتی خبرنگاری نتواند خواسته خودش را به راحتی بیان کند لابد چند جای کار می‌لنگد.

۹) قبرهای مجانی

اگرچه خبرنگاران بعضی نقاط در روز خودشان توهین و تحقیرهای زیادی را شاهد بودند اما قزوین حکایت دیگری داشت.

شهردار محترم قزوین که از موی دست رانندگان تحریک می‌شود و قبلا دستور پوشیدن آستین بلند رانندگان تاکسی را صادر کرده بود، این‌بار به خبرنگاران وعده اعطای قبر مجانی در قطعه هنرمندان را داد.

گویا یکی از خبرنگار پیشکسوت که در زمان شهرداری نصرتی در قزوین نیز نگران قبر خود بوده و پیگیری می کرده است گفته بود‌:”در این دنیا که برای گرفتن زمین با مشکل مواجه بودیم و کسی کمک نکرد لااقل برای آخرت ما مکانی اختصاص دهید ” که شهردار قزوین با خوش‌رویی با این تقاضا موافقت کرد و مقرر شد قطعه قبری به صورت رایگان به خبرنگاران در قطعه هنرمندان هدیه شود.

طبیعی بود که این خبر مورد توجه داخلی‌ها و خارجی‌ها قرار گیرد و انعکاس زیادی یابد‌.
یاسر نوروزی زیر تیتر “ویلای رایگان برای شما، گور مجانی برای ما! ” نوشته :
“شهرداری قزوین به مناسبت روز خبرنگار هدیه ویژه به ما داده‌اند؛ قبر! در واقع ما را متفخر کردند به دنیای رایگان اموات. واقعا از این همه خلاقیت پرمان ریخت. البته دوست دارم بدانم روز تولد فرزندشان هم قبر هدیه می‌دهند؟! یا جرأت دارند برای استاندار، وزیر کشور و رئیس جمهور هم سند خانه آخرت بزنند؟!

هرچند ناخواسته و ناخودآگاه این هدیه ارزنده ایشان دقیقا تجسم ذهنیت موجود درباره ماست ؛ ما در این کشور لایق حیات نیستیم، شایسته‌ی مرگ‌ایم!

از دست‌شان برمی‌آمد نکیر مفت، منکر ارزان و ابزارآلات چینی فشار قبر هم وعده می‌دادند تا همه چیز سهل و ساده برای دفن خبرنگار فراهم باشد؛ تدفین آزادی.

برو آن زیر و با کم‌هزینه‌ترین فشار ممکن فقط خفه شو!

من در طول فعالیت حرفه‌ای‌ام به‌تدریج فهمیدم که خبرنگار چه‌قدر ابزار است. فهمیدم تعمیرکار به پیچ‌گوشتی، انبردستی و آچار شلاقی خودش بیشتر احترام می‌گذارد تا بعضی سیاست‌مداران و خبرگان و حتا فرهیختگان به ما.

تعمیرکار دست‌کم بعد از کار، ابزار را یکی یکی در جعبه می‌گذارد برای روز بعد. دور نمی‌ریزد…

کم کم فهمیدم آن‌ها سرباز می‌خواهند؛ چه بهتر که بی‌جیره و مواجب در راه فتح قله‌های وهمی آزادی جلو برود، خاکریزها را پشت هم تصاحب کند تا راه برای بوق و شیپور پیروزی اصحاب قدرت باز شود. گاهی هم مدیران مطبوعاتی را می‌دیدم که کم ‌کم به چشم برزخی مسئولان می‌رسیدند و با همان بصیرت ما را می‌دیدند!

بدتر این‌ که خبرنگار هم به این ورطه بیفتد و از تو نردبانی بسازد برای بالا رفتن خود. این وسط از خود بپرسیم چه کسی توهم آگاهی مردم را به بیمارانی روانی نظیر آن‌ها تفویض کرده است؟ یا چه کسی ریه‌های دموکراسی را به دست مسلولانی مثل آن‌ها سپرده است؟ شعار از یاد رفته در این روز گاهی برای همه ما «انسانیت» است؛ آزادی پیشکش!

آقای شهردار؛ من برای تو در این روز ویژه هدیه‌ای بهتر دارم: بهشت رایگان! حاضری بروی؟

و عاطفه جهانبخش هم نوشته بود: ” گویا اهالی رسانه ترجیح دادند در شرایطی بمیرند که نگرانی‌ای در باب محل دفن و هزینه‌هایش نداشته باشند. ”

یکی از روزنامه‌نگاران نیز توئیت کرده بود: “قبرها برای آقازاده شهردار و اعضای محترم شورای شهر قزوین ”

 

خبر راست: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.


شماره خبر 29229 - ۱۳۹۷/۰۵/۲۳

sdsfrefvrev
خانه هنر نیایش
Website Uptime Monitoring By ServiceUptime.com