بدون دیدگاه
۱۳۹۷/۱۰/۱۵ - ۱۱:۱۶

محمد رسول محمد پور:

از تخریب خانه سایه تا طلب کارت پرسنلی از شناسنامه یک ملت ; آوار فاجعه بر حوزه فرهنگ…

محمدرسول محمدپور

خبر راست/ محمد رسول محمد پور ما خاورمیانه ای ها آنقدر در دوره معاصر خبر توپ و تانک و بمب و کشتار دسته جمعی و بلایایی با آمار مرگ و میر بالا شنیده ایم که به قول معروف پوستمان کلفت شده و هر خبری دیگر به راحتی ما را اندوهگین نکرده و به فکر فرو نمیبرد.! […]

ما خاورمیانه ای ها آنقدر در دوره معاصر خبر توپ و تانک و بمب و کشتار دسته جمعی و بلایایی با آمار مرگ و میر بالا شنیده ایم که به قول معروف پوستمان کلفت شده و هر خبری دیگر به راحتی ما را اندوهگین نکرده و به فکر فرو نمیبرد.!

اما در لا به لای این اوضاع آشفته و احوال نامناسب گاه گاهی با شنیدن خبری که علی الظاهر در آن خون از بینی کسی هم جاری نشده، با مغز استخوان خود مفهوم تکان دهنده را حس می کنیم خاصه این خبر در حوزه اجتماعی و از ازدواج دختران ۹ ساله باشد و یا در حوزه اقتصادی و تعطیلی کارخانه ای با چند هزار پرسنل و بلاتکلیفی خانواده های آنها…

لیکن گاهی این پنبه برّا تر از همیشه کار خود را میکند و اتفاقی رقم میخورد که باعث شرمساری هر آنکس که اهل دل و معرفت است میشود و گاهی تقارب زمانی دو اتفاق چقدر اتفاقی آدمی را لحظه ای به خود می آورد تا در اعماق اندیشه غوطه ور شده و به چیستم و نیستم خود بپردازد.

دیروز ۱۲ دیماه روز رشت را جشن گرفتیم و از داشته ها و فرهنگمان به دنیا فخر فروختیم و بزرگانمان را یاد کردیم و از رفتگانشان سردیس بر در و پیکر شهر ایستا کردیم ولی برای زنده ها چه کردیم؟؟؟
از غم “هوشنگ ابتهاج” چه گفتیم و برای آرام دل “سایه” چه کردیم؟!
خانه ابتهاج در حال تخریب است و قلب او در فشاری مضاعف حال ما هلهله کنانِ غافل نغمه های عاشقانه او را برای هم تکرار می کنیم و از اندوه راوی شیرین سخنش بی خبریم…

هنوز درگیر سایه و خانه و اندوه بزرگش بودم که خبری دیگر مات و مبهوتم کرد.
از تعجب چندین بار دست بر سر کشیدم شاید واقعا شاخ بر سرم افراشته شده!!
باورش حتی در طنز هم دشوار است.
فخر ادبیات ایران را به علت نداشتن کارت پرسنلی به دانشگاهی که اعتبار خود را از امثال “شفیعی کدکنی” دارد راه ندادند!!!

کاری به این ندارم که چرا که چگونه عوامل حراست دانشگاه هنوز برجسته ترین دانشمند دانشگاه خود را نمیشناسند و اصلا دریافت کارت پرسنلی از یک چهره جهانی در مهد خود به چه دلیلی صورت میگیرد
سوال اینجاست:
-چه بر سر فرهنگ ما آمده هست؟
-اصلا فرهنگ ما فارغ از سایه و کدکنی کدام موجودی را “حی” در چنته دارد؟
-با کدام نقطه دنیا برای نابودی ارزش ها و سرمایه های خود در حال رقابت هستیم؟

فرهنگ ما حال و روز خوبی ندارد از متولیان غیر تخصصی تا مدیرانی که دغدغه ندارند و اولویتی که هیچ گاه در این حوزه وجود ندارد.ولی باید به یاد داشت و در نظر گرفت چند سال خواهد گذشت تا یک سایه و یک کدکنی دیگر در فرهنگ ما ظهور کند و وظیفه ما در قبال این سرمایه ها چیست؟؟؟

محمد رسول محمد پور

خبر راست: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.


شماره خبر 39646 - ۱۳۹۷/۱۰/۱۵

sdsfrefvrev
خانه هنر نیایش
Website Uptime Monitoring By ServiceUptime.com